دوست داشتن مادرم را.....

ساخت وبلاگ

دوست داشتنِ مادرم را وقتی دیدم که در حالِ درست کردنِ کتلت بود

و برای من سه تا برشته شده کنارگذاشت.

یا وقتی که ادکلن‌ام را سمتِ چپِ آینه گذاشت می‌دانست که دوست دارم آنجا باشد.

آلبالوپلوهایش برای پسری که از راهِ دور رسیده و بوی غذا مستش می کند...

صدای پدری که به خانه می‌آید و می‌گوید؛  باباجان از آن آلو‌ها که دوست داری خریدم...

این همبیسکوئیت‌های چای عصرت...

تو که قند نمی‌خوری...

یا اصلا همان وسطِ هندوانه که مال من است...

حتی سهمِ ته دیگِ سیب زمینی‌اش!

بی آنکه بخواهم 

بی آنکه بر زبان آورم...

می‌دانی که چه می‌خواهم بگویم؟!

دوست داشتن همین ریزه کاری‌هاست

همین کتلت‌ها و هندوانه‌ها

همین بیسکوئیت چای عصر...

دوست داشتن همین عمل کردن‌هاست

همین  "حواسم هست‌ها"...

حرف را که همه بلدند بزنند...

 

...
نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : سه شنبه 17 مهر 1397 ساعت: 9:54