مواظب باش.....
-
تاریخ: 1397/11/6 ساعت: 18:30
مواظب باش.اینجا فضای مجازی است...نکند در عمق تنهاییت چمدان دل تنگیهایت را به نغمه نغمههای پوچ و غیرحقیقی ببندی یادت باشداینجا هر که هر چه میخواهد می تواند باشد قاضی، وکیل، نویسنده، شاعر هنرپیشه،
مثل وقتاییی که.....
-
تاریخ: 1397/11/6 ساعت: 18:30
مثلِ وقتهایی که بعد از چند ماه دنبال آهنگی گشتن، توی تاکسی میشنویش مثل وقتهایی که کل خانه را زیر و رو میکنی برای پیدا کردن چیزی و شش ماه بعد زیر تخت پیدایش میکنی مثلِ پوتینی که آخر زمستان حراج می
نظرتون چیه....
-
تاریخ: 1397/11/6 ساعت: 18:30
نظرتون چیه ببندمو برم؟
می نویسم.....
-
تاریخ: 1397/11/6 ساعت: 18:30
می نویسم هر باراز دل خود بارها می نویسم نا امید نیستم هر چند گاهی از غم ها می نویسم از روزگار تیر و تار شده می نویسم ازحرفای خفته در دل می نویسم از باغ و صحراهای منتظر باران می نویسم ازگرمای آتشی در ز
حال این روز هایم.......
-
تاریخ: 1397/11/6 ساعت: 18:30
حال این روزهایم عجیب است! مثل دندان شیری شده ام در دهان کودکی هفت ساله که قرار است امروز یا فردا بیافتد، همانقدر لق، همانقدر مطمن از افتادن.. شبیه دکمه ای اویزان از یک پیراهن خوشرنگ که به نخی نازک چ
یادم میاد.....
-
تاریخ: 1397/11/6 ساعت: 18:30
یادم میاد بچه که بودم هر وقت قوری چینی می شکست مادرم اونو می برد پیش پیرمرد چینی بند زنی که کلاه بافتنی کهنه و خاکستری رنگش هنوز جلوی چشمامه ؛پیرمرد زیر پله ای محقری رو برای کارش انتخاب کرده بود و دور
حواست به آمدن ها و رفتن ها باشد.....
-
تاریخ: 1397/11/6 ساعت: 18:30
حواست به آمدن ها و رفتن ها باشد..به ندرت آدم جديدي را وارد زندگي ات كن..؛مردمان اين ديار كسي را نميفهمند..احساست را به بازي ميگيرند..قلبت را ميشكنند و با تك كلمه اي روي ان مرحم ميگذارند..واي از روزي ك
برسد به دست داداش خسروی عزیز.........
-
تاریخ: 1397/9/21 ساعت: 0:50
تولد داریم اونـــــــــــم چه تولدی تولد داداش, خسروی, عزیز, مدیر وبلاگ قاطی پاتیه از ته دلم تولدتونو تبریک میگویم جناب مستر خســـــــــرو قهقهه هایی آسمانی و آرامش زلال زندگی را برایت آرزو دارم زمین در
برسد به دست داداش صارم عزیـــــــــز....
-
تاریخ: 1397/9/13 ساعت: 20:56
امروز خورشید شادمانهu200f ترین طلوعش را خواهد کرد و دنیا رنگ دیگری خواهد گرفت قلبها به مناسبت آمدنت خوشامد خواهند گفت فرشته آسمانی سالروز زمینی شدنت مبارک . . . داداش, صــــــــــــارم عزیــــــــــــ
بچه تر که بودم.....
-
تاریخ: 1397/9/13 ساعت: 20:56
بچه تر که بودن خیلی مهربون تر بودم, دلم که میگرفت یدونه دستمال کوچولو بر میداشتم و میرفتم میشستم پای گلدونای خوشگل توی راه پله ها. اونقدر باشون حرف میزدم که غم از توی دلم پر میکشید میرفت امتحانم که دا
دل گرفته....
-
تاریخ: 1397/9/13 ساعت: 20:56
چند شب پیش یدفعه حال دلم گرفت جوری که اشکم خود به خود از چشمم میومد پایین معمولا حالم بد باشه یا میرم سراغ قرآنم یا گوشیم رفتم سراغ گوشیم و آهنگو پلی کردم این آهنگ اومد گریه نکن میگذرد این شب محنت ب
بدبختــــی......
-
تاریخ: 1397/9/13 ساعت: 20:56
برنامه ی روزانمه: برنامه میانترم هام: برنامه پایان تـــــــــــرم: و دیگـــــــــــــــــر هیچ
حال خوب.......
-
تاریخ: 1397/9/13 ساعت: 20:56
حال خوبی که میشد بشه هدف آیندم ولی..... شاید شاعـــر نباشم شاید نویسنده نباشم تا بتونم احساسمو با بازی کردن با کلمات،روی کاغذ بیارمشون تا تخلیشون کنم ولی کمی تا قسمتی احساسمو با بازی رنگها میارم روی
دریا دریــــــــــا.....
-
تاریخ: 1397/9/13 ساعت: 20:56
در این هوای ناب بارانی این ساحلو حالی که میدانی گیسو پریشان کن که بیتابم جهانم را برقصانی دریا, دریا, بیا مرا ببین چه حالی م ای یار ای یار کنار تو همیشه عالی م وای از عطر و بوی تو پیچو تاب موی تو در
شنبـــــــه....
-
تاریخ: 1397/9/13 ساعت: 20:56
شنبه با تصمیم دوباره برای فراموش کردنت آغاز میشود تمام یکشنبه را مصمم و مغرور به تو فکر نمیکنم دوشنبه از صدای پای خاطرهای دور ملتهب میشود صبح سهشنبه چشمهایم با یک عالمه دلگیری باز میشود چهارشنب
الآن.....
-
تاریخ: 1397/9/13 ساعت: 20:56
الآن, که دارم شیطنتا و آتیشایی که جناب آقای پدر میسوزونن رو میبینم به مامان بزرگم حق میدم تموم اون کتکایی رو که به بابام میزدن اگه من جاشون بودم بیشترتر میزدم
من یک شهریوریم....
-
تاریخ: 1397/7/17 ساعت: 9:54
من شهریوری اممغرورم....اما اگر دل بدهی...غرورم را فرشِ زیر پایت میکنم!!خودخواهم...اما اگر دل بدهی...تمام خواسته هایم در تو خلاصه میشود!!پیچیده ام...ام
مهتاب پز.....
-
تاریخ: 1397/7/17 ساعت: 9:54
حال خوب من از هرچی بگذریم از ته دیگ ماکارونی مهتاب پز نمیتونیم بگذریم
دوست داشتن مادرم را.....
-
تاریخ: 1397/7/17 ساعت: 9:54
دوست داشتنِ مادرم را وقتی دیدم که در حالِ درست کردنِ کتلت بود و برای من سه تا برشته شده کنارگذاشت. یا وقتی که ادکلنام را سمتِ چپِ آینه گذاشت میدان
تویِ این شبا تصمیم بگیریم به بد نبودن..
-
تاریخ: 1397/7/17 ساعت: 9:54
تویِ این شبا تصمیم بگیریم به بد نبودن.. آره ، اگه خیلی نمیتونیم دلی رو شاد کنیم، اگه از دستمون برنمیاد که حالِ دلِ کسی رو خوب کنیم، اگه نمیتونیم با حر