دخترک آفتاب

متن مرتبط با «بعضی وقتا برای آروم شدن» در سایت دخترک آفتاب نوشته شده است

ماجرای مثل وقتاییی که.....

  • نیلوبلاگ

    در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «مثل وقتاییی که.....» را مرور می‌کنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. مثلِ وقتهایی که بعد از چند ماه دنبال آهنگی گشتن،توی تاکسی میشنویش مثل وقتهایی که کل خانه را زیر و رو میکنی برای پیدا کردن چیزی و شش ماه بعد زیر تخت پیدایش میکنی مثلِ پوتینی که آخر زمستان حراج میخورد مثلِ لباسی که تازه ا...

    ادامه مطلب
  • مثل وقتاییی که.....

  • نیلوبلاگ

    مثلِ وقتهایی که بعد از چند ماه دنبال آهنگی گشتن، توی تاکسی میشنویش مثل وقتهایی که کل خانه را زیر و رو میکنی برای پیدا کردن چیزی و شش ماه بعد زیر تخت پیدایش میکنی مثلِ پوتینی که آخر زمستان حراج می...

    ادامه مطلب
  • گاهی وقتا.....

  • نیلوبلاگ

    گاهي وقتا انقدر گذشته سخت بهمون ميگذره كه حاضريم براي آروم شدن،دست به هر حماقتي بزنيم كه فقط ذره اي آروم بشيم هر از گاهي پيغامي دلم برات تنگ شده اي تبادلِ عكسي رفتم فلان جا يادت افتادمي... به هر چيزي چنگ ميزنيم واسه آروم كردنِ خودمون دقيقاً مثل آمپولِ دگزا ميمونه دردت رو كامل خوب نميكنه كلي عوارض داره اما آرامشِ موقتش رو با هيچي عوض نميكني... #علي_قاضي_نظام ♥ شنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۶♥ ساعت : 12:15 ♥...

    ادامه مطلب
  • رو بعضیا....

  • نیلوبلاگ

    ♥ من نه عاشق بودم♥ نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من♥ من خودم بودم و یک حس غریب♥ که به صد عشق و هوس می ارزید♥ من خودم بودم و دستی♥ که صداقت میکاشت♥ گرچه در حسرت گندم پوسید♥ من خودم بودم و هر پنجره ای♥ که به سر سبزترین نقطه بودن وا بود♥ و خدا میداند...♥ بی کسی از ته دلبستگیم پیدا بود♥ من نه عاشق بودم...♥ نه دلداده به گیسوی بلند♥ و نه آلوده به افکار پلید♥ من به دنبال نگاهی بودم♥ که مرا از پس دیوانگیم میفهمید...

    ادامه مطلب
  • بعضی وقتا.....

  • نیلوبلاگ

    بعضی وقتهــآ... از شدت دلتنگیــــ ، گریهــ کهــــ هیچ...!!! دلــ♥ــَت می خــوآهــَد ؛ هــآی هــــآی بمیــــری. ...

    ادامه مطلب
  • بعضی از شادی ها....

  • نیلوبلاگ

    بعضی از شادی ها را دیگران خراب کردند، خیلی از خوشی ها را خودمان کوفت خودمان کردیم زندگی است دیگر … یک وقت هایی نوک پا نوک پا راه میروی که خیس نشوی، یک زمانی هم همه ی دار و ندارت را به آب میزنی، دل به دریا میزنی … هر چه هست داستان یک لحظه است، یک آن ، یک مهلت ، یک فرصت اصلا یک “فرصت” را بگذاری که بگذرد؛ “این زمان” میشود ” آن زمان ” … میشود بسان چای یخ کرده ی روی میز که با عشق دم کرده بودی و یادت رفته، سرد شده، از دهان افتاده … طعم تلخ و گس شده اش حالا با هیچ قند و شکلاتی به مذاق هیچ طبعی خوشنمی آید … خورده نمیشود که نمی شود، باید بریزی...

    ادامه مطلب