دخترک آفتاب

متن مرتبط با «بنزین گران می شود» در سایت دخترک آفتاب نوشته شده است

آنچه باید درباره می نویسم..... بدانید

  • نیلوبلاگ

    موضوع «می نویسم.....» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی می‌کنیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. می نویسم هر باراز دل خود بارها می نویسمنا امید نیستم هر چند گاهی از غم ها می نویسماز روزگار تیر و تار شده می نویسمازحرفای خفته در دل می نویسماز باغ و صحراهای منتظر باران می نویسمازگرمای آتشی در زمستان می نویسماز آه و ح...

    ادامه مطلب
  • ماجرای یادم میاد.....

  • نیلوبلاگ

    یادم میاد..... در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «یادم میاد.....» را مرور می‌کنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. ☆ دخترک آفتاب ☆♥ تا اوج با پــــــرواز ♥یادم میاد........

    ادامه مطلب
  • می نویسم.....

  • نیلوبلاگ

    می نویسم هر باراز دل خود بارها می نویسم نا امید نیستم هر چند گاهی از غم ها می نویسم از روزگار تیر و تار شده می نویسم ازحرفای خفته در دل می نویسم از باغ و صحراهای منتظر باران می نویسم ازگرمای آتشی در ز...

    ادامه مطلب
  • یادم میاد.....

  • نیلوبلاگ

    یادم میاد بچه که بودم هر وقت قوری چینی می شکست مادرم اونو می برد پیش پیرمرد چینی بند زنی که کلاه بافتنی کهنه و خاکستری رنگش هنوز جلوی چشمامه ؛پیرمرد زیر پله ای محقری رو برای کارش انتخاب کرده بود و دور...

    ادامه مطلب
  • تویِ این شبا تصمیم بگیریم به بد نبودن..

  • نیلوبلاگ

    تویِ این شبا تصمیم بگیریم به بد نبودن.. آره ، اگه خیلی نمیتونیم دلی رو شاد کنیم، اگه از دستمون برنمیاد که حالِ دلِ کسی رو خوب کنیم، اگه نمیتونیم با حر...

    ادامه مطلب
  • وارد مغازه میشوم....

  • نیلوبلاگ

    وارد مغازه ميشوم و يك سرى استكان نعلبكى و قورى سبز رنگ اسباب بازى انتخاب مى كنم.فروشنده ميگويد:خانم صورتيشو ببريد دخترونه تره.ميگم: برا پسرم مى خوام.با تعجب به من نگاه ميكنه و ميگه: اگه پسره ماشين بگيريد يا جعبه ابزار، هواپيما يا چراغ قوه.پسر كه آشپزى نميكنه.با خودم مرور ميكنم در دنيايى كه زنهايش پا به پاى مردها كار مى كنندمردهايش بايد ياد بگيرند خستگى را با...

    ادامه مطلب
  • آیا میدانستید....

  • نیلوبلاگ

    آیا میدانستید خشک کردن ظروف با پارچه بعد از شست و شو مضر و سرطان زاست؟آیا میدانستید خوردن غذاهای دریایی بدلیل آلودگی آبها کشنده است؟آیا میدانستیدشادکردن دل کسانی که اسمشان مهتاب است جزواجبات شناخته شده و اذیت کردنشان حرام است؟آیا میدانستید تمامی اینها از ذهن و تخیلات من نشات میگیردخو چیه؟من از این مواردا بخصـــــــــوص دومی خوشم نمیاد  ♥ دوشنبه ۲۱ اسفند...

    ادامه مطلب
  • همیشه...

  • نیلوبلاگ

    همیشه فردایی نیست تا زندگی فرصت دیگری، برای جبران این غفلتها به ما دهد . . . کسانی را که دوسـت داری، همیـشه کنار خود داشته باش؛ و بگو چقدر به آن ها علاقه و نیاز داری، مراقبشان باش . . . ♥ دوشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۶♥ ساعت : 22:4 ♥ نویسنده : ماه بانو ♥...

    ادامه مطلب
  • فامیلای ما.....

  • نیلوبلاگ

    فامیلای ما میرن خونه یکی، بعد با همونا میرن خونه بعدی مثل گوله برف هی بزرگ و بزرگتر و وحشتناک تر میشن ! ♥ دوشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۶♥ ساعت : 21:45 ♥ نویسنده : ماه بانو ♥ ...

    ادامه مطلب
  • دلم میخواهد.....

  • نیلوبلاگ

    دلم می خواهد یک دختر داشته باشم. دختری با موهای بلند مشکی و چشم های درشت خندان. اسمش را بگذارم "گیسو" و هر وقت دلم آشوب بود بنشانمش روی زانوانم و گیسهایش را ببافم تا قلبم آرام بگیرد. حالا که فکرش را میکنم دلم میخواهد "باران" هم داشته باشم. دختری لاغر و قد بلند که با صدایی مخملی برایم شعر بخواند. یک دختر تپل و مهربان با گونه های سرخ و گرد هم میخواهم. اسمش را بگذارم "آلما" و موهایش را با شامپوی سیب بشویم تا حسودی موهای طلایی خواهرش "گندم" را نکند. آدم برای دختری با موهای طلایی جز گندم چه اسمی می تواند بگذارد. معلوم است، "خورشید"! اصلا خورشید باید اولین دخترم باشد و هر صبح که چشمهایش را باز می ...

    ادامه مطلب
  • هرچه میخواهد.....

  • نیلوبلاگ

    ♥ من نه عاشق بودم♥ نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من♥ من خودم بودم و یک حس غریب♥ که به صد عشق و هوس می ارزید♥ من خودم بودم و دستی♥ که صداقت میکاشت♥ گرچه در حسرت گندم پوسید♥ من خودم بودم و هر پنجره ای♥ که به سر سبزترین نقطه بودن وا بود♥ و خدا میداند...♥ بی کسی از ته دلبستگیم پیدا بود♥ من نه عاشق بودم...♥ نه دلداده به گیسوی بلند♥ و نه آلوده به افکار پلید♥ من به دنبال نگاهی بودم♥ که مرا از پس دیوانگیم میفهمید...

    ادامه مطلب
  • همیشه خودت باش....

  • نیلوبلاگ

    ♥ من نه عاشق بودم♥ نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من♥ من خودم بودم و یک حس غریب♥ که به صد عشق و هوس می ارزید♥ من خودم بودم و دستی♥ که صداقت میکاشت♥ گرچه در حسرت گندم پوسید♥ من خودم بودم و هر پنجره ای♥ که به سر سبزترین نقطه بودن وا بود♥ و خدا میداند...♥ بی کسی از ته دلبستگیم پیدا بود♥ من نه عاشق بودم...♥ نه دلداده به گیسوی بلند♥ و نه آلوده به افکار پلید♥ من به دنبال نگاهی بودم♥ که مرا از پس دیوانگیم میفهمید...

    ادامه مطلب
  • معنای دلتنگی را نمیدانم....

  • نیلوبلاگ

    ♥ من نه عاشق بودم♥ نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من♥ من خودم بودم و یک حس غریب♥ که به صد عشق و هوس می ارزید♥ من خودم بودم و دستی♥ که صداقت میکاشت♥ گرچه در حسرت گندم پوسید♥ من خودم بودم و هر پنجره ای♥ که به سر سبزترین نقطه بودن وا بود♥ و خدا میداند...♥ بی کسی از ته دلبستگیم پیدا بود♥ من نه عاشق بودم...♥ نه دلداده به گیسوی بلند♥ و نه آلوده به افکار پلید♥ من به دنبال نگاهی بودم♥ که مرا از پس دیوانگیم میفهمید...

    ادامه مطلب
  • می شود...

  • می خــــــــــــــــــواهم......

  • نیلوبلاگ

    میخواهم برایتان تنهایی را معنی کنم! در ساحل کنار دریا ایستاده ای , هوای سرد , صدای موج انتظار انتظار انتظار … … به خودت می آیی , یادت می آید دیگر نه کسی است که از پشت بغلش کنی , نه شانه هایی که با دستانت آن را بگیری , نه صدای که قشنگ تر از صدای دریا باشد اسم این تنهایی است ...

    ادامه مطلب
  • چشم می دوزم...

  • نیلوبلاگ

    چشم می دوزم به کوچه هایی که سپرده ام بروند ، بدوند گیج بخورند و خیابان شوند مست شوند و به جاده بزنند تلوتلو بخورند و از راه و بیراهه به “تو” برسند! برایت بگویند از چارقد خاکیم از موهای بافته م از پیرهن بته جغه ام و از چشمهایم ! شاید خدا پا درمیانی کند قائله ی پریشانیم را از پابوسی قدمهات تا بستن چشمهایم ختم به خیر کند… به بوسه ی “تو” بر پیشانیم ! ...

    ادامه مطلب
  • روزی می رسد.....

  • نیلوبلاگ

    روزی میــرسَد بـــی هیــــچ خَبـــَـــری بــآ کولـــــه بــــآر تَنهـــآییـَم دَر جـــآده هــآی بـی انتهــــآی ایـن دنیــآی عَجیـــــب رآه خــــوآهم افتـــــآد مَـــن کـــه غَریبـــــم چـــه فَــــرقی دآرد کجـــــآی ایـــن دنیــــــآ بـآشــــم همــه جــــآی جهــــآن تنهـــــآیی بــــآ مَـــن است ...

    ادامه مطلب
  • درد می کشم....

  • نیلوبلاگ

    درد می کشم ، درد ! هم تلخ است هم ارزان هم گیراییش بالاست ! هم اینکه تابلو نمی شوم و رفیقی که مرا به درد معتاد کرد ناباب نبود ، اتفاقا باب باب بود فقط نگفته بود که ماندنی نیست ، همین . . . ...

    ادامه مطلب
  • می شـــــــــــــــــــــود.....

  • نیلوبلاگ

    میشود بیایی؟ دیگر این عکسها خاطره ها حتی صدای ضبط شده روی نوار کاست قدیمی تسکین تنهایی هایم نیست . . . ...

    ادامه مطلب
  • می گویم.....

  • نیلوبلاگ

    می گویم نمی شود یک شب بخوابی و صبح زود یکی بیـاید و بگویـد هر چـه بـود تمام شـد به خدا …؟ ...

    ادامه مطلب