
در ادامه این مطلب، مهمترین اطلاعات منتشر شده درباره «نظرتون چیه....» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. نظرتون چیه ببندمو برم؟...
ادامه مطلب
وارد مغازه ميشوم و يك سرى استكان نعلبكى و قورى سبز رنگ اسباب بازى انتخاب مى كنم.فروشنده ميگويد:خانم صورتيشو ببريد دخترونه تره.ميگم: برا پسرم مى خوام.با تعجب به من نگاه ميكنه و ميگه: اگه پسره ماشين بگيريد يا جعبه ابزار، هواپيما يا چراغ قوه.پسر كه آشپزى نميكنه.با خودم مرور ميكنم در دنيايى كه زنهايش پا به پاى مردها كار مى كنندمردهايش بايد ياد بگيرند خستگى را با...
ادامه مطلب
از من به تو نصیحتتنهاییرا بلد باش … باورش دشوار است اما برخی اینگونه اند … منظورشان از نرو دقیقا بمان نیست . . ! پوریا نبی پور ♥ یکشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۶♥ ساعت : 21:29 ♥ نویسنده : ماه بانو ♥...
ادامه مطلب
♥ من نه عاشق بودم♥ نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من♥ من خودم بودم و یک حس غریب♥ که به صد عشق و هوس می ارزید♥ من خودم بودم و دستی♥ که صداقت میکاشت♥ گرچه در حسرت گندم پوسید♥ من خودم بودم و هر پنجره ای♥ که به سر سبزترین نقطه بودن وا بود♥ و خدا میداند...♥ بی کسی از ته دلبستگیم پیدا بود♥ من نه عاشق بودم...♥ نه دلداده به گیسوی بلند♥ و نه آلوده به افکار پلید♥ من به دنبال نگاهی بودم♥ که مرا از پس دیوانگیم میفهمید...
ادامه مطلب
از شرایط مشهور شدن فقط "وی در خانواده ای فقیر چشم به جهان گشود"ش رو دارم *باشگاه پرواز* ♥ سه شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۶♥ ساعت : 12:18 ♥ نویسنده : ماه بانو ♥...
ادامه مطلب
♥ من نه عاشق بودم♥ نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من♥ من خودم بودم و یک حس غریب♥ که به صد عشق و هوس می ارزید♥ من خودم بودم و دستی♥ که صداقت میکاشت♥ گرچه در حسرت گندم پوسید♥ من خودم بودم و هر پنجره ای♥ که به سر سبزترین نقطه بودن وا بود♥ و خدا میداند...♥ بی کسی از ته دلبستگیم پیدا بود♥ من نه عاشق بودم...♥ نه دلداده به گیسوی بلند♥ و نه آلوده به افکار پلید♥ من به دنبال نگاهی بودم♥ که مرا از پس دیوانگیم میفهمید...
ادامه مطلب
تنها نیستم... با گیسوانم حرف میزنم.... در قاب آینه برای نگــــــــــاهم ترانه میخوانم.... تنها نیستم..... سایه ای دارم که به هر جان کندنی دنبال من می آید.... ...
ادامه مطلب
بعضی از شادی ها را دیگران خراب کردند، خیلی از خوشی ها را خودمان کوفت خودمان کردیم زندگی است دیگر … یک وقت هایی نوک پا نوک پا راه میروی که خیس نشوی، یک زمانی هم همه ی دار و ندارت را به آب میزنی، دل به دریا میزنی … هر چه هست داستان یک لحظه است، یک آن ، یک مهلت ، یک فرصت اصلا یک “فرصت” را بگذاری که بگذرد؛ “این زمان” میشود ” آن زمان ” … میشود بسان چای یخ کرده ی روی میز که با عشق دم کرده بودی و یادت رفته، سرد شده، از دهان افتاده … طعم تلخ و گس شده اش حالا با هیچ قند و شکلاتی به مذاق هیچ طبعی خوشنمی آید … خورده نمیشود که نمی شود، باید بریزی...
ادامه مطلب