خرید بک لینک

هر صبح

درست زمانیکه از خواب می پرم

دوباره یادم میفتد که باید فراموشت می کردم …

آنوقت

چشم هایم را میبندم،

و همینکه حروف اسمت را زمزمه می کنم

پشت پلک هایم

لا به لای آن همه سیاهی

تو را می بینم که خیره ای به من !

با همان نگاه همیشه ات …

همان لبخند …

و فقط خدا می داند که چقدر سخت ست دوباره چشم باز کردن …

برچسب: هر صبح,هر صبح پلکهایت,هر صبح خورشید فریاد میزند,هر صبحدم نسيم گل,هر صبح دم,هر صبح پلکهایت فصل جدیدی,هر صبح و شام گریه,هر روز صبح در آفریقا,هر روز صبح در افريقا,با طلوع هر صبح, نویسنده: امیر موسوی تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 7:30

صفحه بندی